محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
151
أسماء الأدوية ( فارسى )
شارف : بهندى هدبارا گويند شاخ : قرن است شاخ گرگ 566 : قرن الحربيب است شاصلا : صاصلى است شالى : برنج غير مقشر است كه شلتوك نيز نامند و بهندى دهان گويند شاماخ : ساماخ است شان : عبارت از خانه زنبور است و بعضى عسل غير مصفى را نامند شانك : به فارسى قانصه است و حوصله نيز نامند شانهسر و شانهسرك : به فارسى هدهد است شاهلوج : معرب شاهآلوى فارسى است كه آلوچه سلطانى گويند و آن قسمى از ادرك است شاهبلوط : قسمى از بلوط است كه در انگريزى اوك نامند شاهاب : آب سرخ متخرج از معصفر است شاهاسفر 567 و شاهنبر و شاهبه : به فارسى اكيل الملك است شاهتوت : توت است شاهدانج : معرب شاهدانه است و شاهدانق و شاهدانك نيز نامند و بيونانى قنابوس و قنامس و قناميس و قاناميس و قبنيس و قيانيقون 568 و برومى قينانيس 569 و به فارسى كبودانه و تخم قنب نيز گويند بزر القنب است كه بهندى بهنگ كى بيج نامند شاهزيره : زيره كرمانى است كه كمون نامند شاهبيد : بهرامج است شاهسفرم رومى : اسطوخودوس است